برچسب‌های پرتکرار :

شیعه بودن برای ظهور کافی نیست/ امام زمان(عج) وقتی می‌آید که مردم آماده باشند

حضرت صادق علیه السلام ضمن بیان معارف به جامعه می آموزند که بدانید اتفاقات دوران ظهور یک طرفه نیست. هم باید شما زمینه سازی کنید و هم در زمان لازم امام(عج) بیایند و آن اتفاق لازم رقم بخورد.  

حجت الاسلام «مهدی یوسفیان» در گفتگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان ضمن تسلیت فرارسیدن ایام شهادت رئیس مکتب شیعه امام صادق علیه السلام به محضر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، رهبر انقلاب، علما و مراجع و ارادتمندان به ساحت امام صادق علیه السلام اظهار داشت: درباره امام صادق علیه السلام و مهدویت از زوایای مختلف می‌توان این پیوند و ارتباط را مورد توجه قرار داد. در ابتدا باید توجه داشته باشیم که شرایط زمان امام صادق علیه السلام اینگونه که برخی تصور می‌کنند، فضای راحت و روانی نبوده است. اینگونه نبود که امام بی دردسر و بی دغدغه برنامه‌ریزی علمی و فرهنگی داشته باشند. بله در دوره ای که بنی امیه تحلیل رفته و بنی عباس هنوز کار خود را آغاز نکرده بودند یک آرامش و گشایش مختصری پیش آمده بود اما زمانه و شرایط به قدری برای امام سخت بود که شبانه به خانه ایشان حمله کردند، حضرت را در دل شب دستگیر کرده و به مقر حکومتی بردند.

وی تصریح کرد: این نشان می‌دهد که امام تا چه حد تحت فشار بودند که به خانه ایشان حمله می شود. یا در تاریخ می خوانیم وقتی حضرت به شهادت رسیدند به دنبال این بودند که جانشین ایشان را هم به شهادت برسانند و امام با یک نقشه ای کید و مکر آنها را باطل کردند. یعنی چند نفر را به عنوان وصی انتخاب کردند که یکی از آنها شخص منصور دوانیقی(خلیفه عباسی) بود و به این ترتیب جان امام کاظم علیه السلام حفظ شد. بنابراین فضا بسیار سنگین و سخت بود و این مشکلات بر فضای کاری امام تاثیر زیادی داشت.

فضای تقابلی و شبهات شیعه درباره قیام علیه ظلم 

کارشناس مباحث مهدویت خاطرنشان کرد: از سوی دیگر آن زمان، زمان تقابل جدی دو طایفه مدعی حکومت بود. یکی بنی امیه که حاکمیت برای ده ها سال در اختیار آنها بود و از سوی دیگر بنی عباس که هرچند با نام اهل بیت علیه السلام حرکتی را شروع کردند اما برای امام واضح بود که آنها هدف دیگری دارند.

یوسفیان با بیان این که این فضای تقابلی باعث شده بود حتی برای شیعیان و محبین امام هم سوالات، شبهات و درگیری های فکری در عرصه مهدویت و قیام بر علیه ظلم ایجاد شود گفت: یک نمونه از این موارد ماجرای" سُدیر صیرفی" است که گمان می‌کند اوضاع بر وفق مراد اهل بیت است چرا که بنی امیه منقرض شده و بنی عباس هنوز زمام عموم را به دست نگرفته‌اند لذا گمان می کرد اگر امام حرکتی را آغاز کنند قطعا مردم اقبال می‌کنند.

وی تصریح کرد: سدیر به همین دلیل با حرارت بسیار خدمت امام رسید و قسم خورد که "والله اکنون زمان نشستن نیست، قیام کنید" یعنی شرایط به قدری التهاب آور بود که حتی شیعیان هم فکرشان درگیر شده بود مانند امروز که گاهی مسائل، جامعه و فضای فکری شیعه را در فراز و نشیب قرار می‌دهد.  

مدعیان مهدویت در عصر امام صادق علیه السلام 

حجت الاسلام یوسفیان با اشاره به قیام نفس زکیه در همین دوران، خاطرنشان کرد: اتفاق دیگری که رخ داد قیام نفس زکیه (محمدبن عبدالله) از نوادگان امام مجتبی علیه السلام بود. او به ادعای مهدویت قیام کرد و خود را «مهدی» معرفی نمود. نفس زکیه فرد عالم، مومن و شجاعی بود و تحریک پدر او را به این کار واداشت. مردم مدینه نیز به او اقبال داشتند اما سرانجام توسط بنی عباس کشته شد. در نتیجه فشار بر اهل بیت بیشتر شد یعنی با اینکه امام صادق علیه السلام عکس العملی نداشتند اما فشار بر آن حضرت بیشتر شد.

وی رویداد دیگر این دوران را ادعاهای خود بنی عباس برشمرد و گفت: غیراز قیام نفس زکیه به عنوان مدعی مهدویت، خود بنی عباس هم به دنبال این بودند که از نام مهدی و بشارت‌هایی که پیامبر درباره امام مهدی علیه السلام فرموده بودند سوء استفاده کنند. لذا درباره سفاح(اول خلیفه عباسی)، منصور، هادی و دیگر خلفای عباسی این موضوع مطرح بود. حتی "مهدی عباسی" را با همین رویکرد به روی کار آوردند.

وی ادامه داد: این وضعیت زمانه و دوران حضرت صادق علیه السلام بوده است. از آن سو فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها و سادات به شدت مورد هجمه بنی العباس بودند. به گونه ای که در برخی نقل ها آمده است که آنها را زنده زنده در میان ستون‌های دیوار کاخ ها قرارمی‌دادند.

 حجت الاسلام یوسفیان تاکید کرد: حال در چنین شرایطی امام باید هم حرکت فکری و اعتقادی جامعه را مدیریت کنند و هم حرکت سیاسی و اجتماعی را. علاوه بر این باید مردم را آگاه کنند تا فریب مدعیان دروغین را نخورند و دچار یاس و نامیدی هم نشوند.  

اهل بیت(ع) معارف را ناظر به حال و آینده، به جامعه می آموختند

این کارشناس مرکز تخصصی مهدویت افزود: از سوی دیگر امام به عنوان حجت خدا موظف است معارف دینی را در عرصه های مختلف به مردم گوشزد کرده واطلاعات لازم را به آنها بدهد.  

وی با بیان اینکه فضای گفتاری و بیان معارف و اطلاعاتی که اهل بیت به مردم می دادند به دو دسته کلی تقسیم می‌شود، خاطرنشان کرد: یک دسته از این معارف ناظر به زمان خودشان بوده است یعنی چیزی که مردم آن زمان می‌توانستند درک کنند و متناسب با سطح فهم و درک آنها بود، گفته می‌شد.

یوسفیان ادامه داد: لذا می بینیم که بعد از رحلت پیامبر، معارف دینی به صورت تدریجی، توسط اهل بیت مطرح می شود. کما این که قرآن کریم و دین مبین اسلام طی بیست و سه برای مردم عرضه شد، تبیین دین و معارفی که اهل بیت در اختیار مردم می گذاشتند نیز حالت تدریجی داشت و متناسب با زمان بود

وی خاطر نشان کرد: این یک بعد قضیه است. اما اهل بیت نیز مانند قرآن "فرا زمانی" هستند همانطور که آیات قرآن و فرمایشات پیامبراعظم

مختص زمان خودشان نبود. یا مختص یک بازه زمانی باشد و بعد کهنه شود و قابل استفاده نباشد. فرمایشات اهل بیت علیهم السلام هم این گونه بود یعنی معارف باید به گونه‌ای القا می شد که هم مردم آن زمان بتوانند استفاده کنند و هم انسان‌ها در زمان های آینده و در عصر غیبت با توجه به بلوغی که در فضای علمی ممکن است ایجاد شود و رشدی که برای آنها رقم می‌خورد بتوانند متناسب با زمان خود از این معارف استفاده کنند.

حرکت جامعه بشری از ابتدای خلقت به سمت ظهور بوده است

یوسفیان تصریح کرد؛حالا مسئله مهمی که اهل بیت باید مورد توجه قرار می دادند کما اینک پیامبر هم نسبت به آن تصریح داشتند این بود که به هر حال این زندگی و جامعه بشری به سمت و سوی مشخصی در حال حرکت است یعنی مبدا حرکت اجتماعی بشر با همه این فراز و نشیبها، تمدن ها و حکومت ها و امپراتوری های مختلف، همه به سمت "دوران ظهور منجی" حرکت می کند که با آمدن او انسانیت به صورت کامل تبلور پیدا می کند و معنای زندگی انسانی عینیت می یابد و کمالات و آرزوهای "انسان بما هو انسان" معنایابی می‌شود.

وی نقش اهل بیت را سوق دادن جامعه بشری به سوی دوران ظهور بیان کرد و گفت: اهل بیت وظیفه دارند کاروان بشریت را به آن سمت هدایت کنند و معارف باید نسبت به آن هدف به گونه‌ای مطرح شود که مردم در مسیر حرکت به سمت ظهور دچار انحراف نشوند و فضای حرکتی شیعه دچار اختلال نگردد. به این معنا که اهل بیت باید مردم را نسبت به منجی و معارف مربوط به آن آگاه کنند.این استاد مباحث مهدوی ادامه داد: چون دوره امام صادق علیه السلام دوران تضعیف بنی امیه بود و بنی عباس هنوز زمام امور را در اختیار نداشت فرصتی برای امام پیش آمد که بیش از دیگر ائمه این امکان فراهم بود تا معارف و بخصوص معارف مهدویت را در اختیار جامعه بگذارند. ما در طول تاریخ تنها زمان امام صادق علیه السلام را داریم که برای شیعه یک دوره نسبتا آرامشی بود و می‌شد معارف را به مردم منتقل کرد.

بیان ۳۰۰ روایت ویژه مهدویت از امام صادق علیه السلام 

وی تصریح کرد: از امام صادق علیه السلام قریب به ۳۰۰ روایت به شکل خاص در موضوع مهدویت و امام مهدی علیه السلام به ما رسیده است. حضرت باید در فضای معارف مهدوی دو کار را انجام می دادند تا مردم بتوانند تشخیص درستی داشته باشند. نخست اینکه اصل معارف را منتقل کنند به عنوان مثال اینکه ویژگی‌های امام مهدی علیه السلام چیست؟ ایشان غیبت خواهند داشت، در زمان غیبت چگونه به مردم کمک می کنند؟ حکومت امام چگونه محقق می‌شود؟ رجعت چگونه است؟ و معارفی از این دست ... و کار دیگر این بود که هم به مردم بگویند و هم به گونه ای آنها را تربیت کنند که بدانند مردم در امر ظهور دخالت دارند. یعنی بین آمدن امام و مردم ارتباطی وجود دارد. اینگونه نیست که مردم سرگرم کار و زندگی خود باشند و ناگهان امام بیایند. بلکه مردم باید برای آمدن امام آمادگی داشته باشند و زمینه سازی کنند.

یوسفیان افزود: لذا در این فضای روایی حضرت آن فرد خراسانی را با یک رفتار عینی تربیت می‌کنند. وقتی مرد خراسانی به امام گفت که تنها در خراسان ما صدهزار شمشیر برای حمایت از شما آماده است، امام برای امتحان موضوع تنور و رفتن در داخل آتش را مطرح کردند تا او را متوجه سازند که مسئله با گفتن "ما عاشق امام هستیم" پیش نمی‌رود، باید حقیقتا آماده تلاش و سربازی و جانبازی باشیم. نه این که به زبان بگوییم و وقت امتحان جا بزنیم.  

وی با بیان اینکه در زمان ما نیز این مسئله جاری است، تصریح کرد: اینکه ما بگوییم شیعه اهل بیت هستیم با گفتن که کار تمام نمی‌شود با این اتفاقات ناگوار که در غزه و فلسطین رخ می‌دهد اگر حضرت بودند چه اقدامی انجام می‌دادند؟ در ماجرای "سدیر صیرفی" امام صادق علیه السلام به شیعیان و اصحاب خود، تنبه و تذکر می دهند به مرد خراسانی می‌گویند در تنور بنشین و او ‌گفت من آمادگی ندارم در همین حال "هارون مکی" وارد شد و حضرت همین فرمان را به او داد. و "هارون مکی" بی درنگ به درون تنور آتش رفت و همچنان که آتش بر ابراهیم گلستان شد با اراده و دعای امام آتش بر او هم اثر نکرد. سپس امام رو به سدیر صیرفی فرمودند: آیا در خراسان چنین افرادی داریم؟ او پاسخ داد؛ نه.

عصر ظهور یک طرفه نیست/ مردم و جامعه ظهور را رقم می زنند  

یوسفیان تاکید کرد: حضرت به این شکل به جامعه می آموزند که بدانید دوران ظهور یک طرفه نیست هم باید شما زمینه سازی کنید و هم در زمان لازم امام بیاید و آن اتفاق لازم رقم بخورد.

وی یادآور شد: حضرت صادق علیه السلام تقریباً در همه ابعاد مهدویت فرمایشات دقیقی دارند که به دو نکته اشاره می کنم. اول اینکه امام صادق علیه السلام بر اساس دانش الهی از امرغیبت و مشکلات آن آگاهی داشتند. حتی در روایات است که حضرت گریه می‌کردند از ایشان سوال شد که برای چه گریه می‌کنید؟ فرمودند برای شیعیان و سختی‌های آنها در دوران غیبت.

وی تصریح کرد: در این ماجرا جدای از این که حضرت معارف را منتقل می کنند دعاهایی را هم می فرمایند که برای مردمان عصر غیبت یک آرامش و تسکینی ایجاد می کند و آنها را در بحران ها یاری می دهد از جمله دعای غریق که به ما کمک می‌کند تا در بحران‌های دوران غیبت به خدا پناه ببریم.

یوسفیان راهکار دیگر امام صادق علیه السلام را با توجه به اقتضائات زمانه، پایه گذاری و تشکیل سازمان وکالت برشمرد که البته یک پیام رفتاری و تربیتی برای شیعه به همراه داشت. جامعه شیعه در نقاط مختلف جغرافیای اسلام پراکنده بود و نیاز داشت که با امام ارتباط داشته باشد و از راهنمایی ها و رهنمودهای امام استفاده کند. اما نه امام می‌توانستند به همه شهرها بروند و نه مردم توان این را نداشتند که به مدینه سفر کنند. بسیاری از مردم حضرت را برای یک بار هم ندیدند مثل ما که توفیق زیارت امام عصر را نداریم. شاید بالای ۹۰ درصد مردم زمان اهل بیت نمی‌توانستند ائمه را ببینند اما در همین شرایط هم نمی‌شد مردم را به حال خود رها کرد. بنابراین سازمان وکالت باعث شد تا توسط افراد عالم و متدین ارتباط میان امام و مردم برقرار باشد.  

کارشناس مهدویت خاطرنشان کرد: این موضوع یک نکته تربیتی خاص هم دارد. شما برای اینکه محضر امام باشید نیاز نیست حتماً در مدینه حضور داشته باشید نمایندگان امام سرپرست شما هستند. وقتی تحت اشراف و سرپرستی نماینده امام باشید تحت اشراف و سرپرستی امام هم هستید. این معنادار است. یعنی مردم تربیت می شوند در عین این که امام را نمی بینند احساس کنند که تحت اشراف امام هستند و امروز این سرپرستی و تحت اشراف بودن توسط علما و مراجع باعث می‌شود که مردم خود را تنها و بی‌کس نبینند.